AR | EN

1404-06-10 00:04

AR | EN

1404-06-10 00:04

اشتراک گذاری مطلب

شانگهای ۲۰۲۵ و رژه چین؛ نشانه‌هایی از تولد جهان چندقطبی

تیانجین این روزها تنها میزبان یک اجلاس نیست؛ صحنه تولد نظمی تازه در جهان است. جایی که چین، روسیه، هند و ایران در کنار هم پیام می‌دهند: دوران جهان تک‌قطبی پایان یافته و اوراسیا در حال تبدیل‌شدن به مرکز ثقل سیاست و اقتصاد جهانی است.

فواد شمس، کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی

تیانجین، شهری ساحلی در شمال چین، این روزها به صحنه‌ای مهم برای سیاست جهانی تبدیل شده است. اجلاس مهم سازمان همکاری شانگهای در این شهر برگزار می‌شود و بعد از آن پکن خود را برای برگزاری رژه بزرگ نظامی، به مناسبت هشتادمین سال پایان جنگ جهانی دوم، آماده می‌کند. این اقدام چین پیام جدی به کل جهان دارد. چین به عمد هم‌زمان یک اجلاس اقتصادی و سیاسی را با رژه نظامی انجام می‌دهد تا به بلوک غرب، خصوصاً آمریکا، پیام بفرستد که دوران جهان تک‌قطبی پسا‌جنگ‌سرد تمام شده است. این بار چین حرف‌های جدیدی برای گفتن دارد.

طلوع نظم نوین جهانی این بار از شرق

حضور هم‌زمان رهبران چین، روسیه و هند و چندین کشور مهم دیگر شرقی و جنوب جهانی از جمله ایران، نشانه‌هایی است که توازن قوای جهان سمت‌وسوی تازه‌ای یافته است. ولادیمیر پوتین شخصاً در چین حاضر شد و دیدارهای سطح بالایی انجام داد. نخست‌وزیر هند نیز فرصت را غنیمت شمرد تا پس از سال‌ها تنش مرزی، کانال گفت‌وگو با پکن را باز کند. مباحث اصلی حول سه محور می‌چرخید: امنیت، انرژی و اقتصاد؛ همه در سایه جنگ اوکراین و فشارهای اقتصادی آمریکا.

رژه پیروزی؛ نمایشی بدون غرب

سه روز پس از اجلاس، پکن میزبان رژه بزرگ پیروزی خواهد بود؛ مراسمی که ۲۶ رهبر خارجی در آن شرکت می‌کنند، از جمله ولادیمیر پوتین، کیم جونگ‌اون و مسعود پزشکیان. اما تقریباً هیچ رهبر غربی در میان مهمانان نیست و این غیبت، خود پررنگ‌ترین پیام مراسم خواهد بود. در کنار قدرت‌نمایی نظامی، چین می‌خواهد شبکه سیاسی و امنیتی غیرغربی خود را به نمایش بگذارد.

پیام این رژه به جهان این است که دوران تک‌قطبی پسا‌جنگ‌سرد تمام شده و چندقطبیت قطعی است. در واقع اجلاس شانگهای و رژه چین مکمل یکدیگرند؛ یکی بر همگرایی اقتصادی–امنیتی تأکید می‌کند و دیگری بر نمایش قدرت سخت. جمع این دو، پیام روشنی دارد: دیگر نمی‌توان جهان را تنها با محوریت آمریکا و متحدانش فهمید. قطب‌های تازه‌ای در اوراسیا در حال شکل‌گیری‌اند.

ایران؛ از حضور نمادین تا بهره‌برداری عملی

ایران از سال ۲۰۲۳ عضو کامل سازمان شانگهای شده است اما این نخستین بار است که رئیس‌جمهور جدید کشور، یعنی مسعود پزشکیان، در این اجلاس و مراسم‌های جانبی حاضر می‌شود؛ آن هم در شرایطی که سطح تنش ایران با آمریکا و بلوک غرب بالاست. در چنین وضعیتی اگر این حضور تنها در سطح نماد باقی بماند، دستاورد ملموسی برای اقتصاد و سیاست خارجی ایران نخواهد داشت. اما اگر پزشکیان بتواند با نقشه‌راه روشن وارد شود، فرصت‌های بزرگی پیش‌روی ایران است؛ از جمله:

  • ترانزیت شمال–جنوب: استفاده از موقعیت ایران برای اتصال بنادر جنوبی به مسیرهای تجاری چین–اروپا.

  • کاهش وابستگی ارزی: پیگیری تسویه‌های مالی با ارزهای محلی در مبادلات با چین، روسیه و هند.

  • انرژی و فناوری: قراردادهای هوشمند نفت و گاز در برابر سرمایه‌گذاری و انتقال تکنولوژی.

  • دیپلماسی متوازن: مدیریت هم‌زمان روابط با پکن و دهلی، بدون افتادن در دام رقابت آن‌ها.

  • همکاری امنیتی: مشارکت فعال در رزمایش‌ها و پروژه‌های ضدتروریسم شانگهای برای ارتقای تصویر ایران به‌عنوان شریک باثبات.

جبر تاریخ برای گردش به شرق ایران

در حالی که کشورهای غربی با حمله نظامی آمریکا و اسرائیل، اجرای مکانیزم ماشه اروپایی‌ها و تهدید به تحریم علیه ایران وارد عمل شده‌اند، چرخش به شرق برای ایران گویا ناگزیر شده است. این دیگر صرفاً جغرافیا نیست که ایران را به سمت شرق می‌کشد؛ گویا جبر تاریخ است. پیام شانگهای و رژه پکن برای آمریکا و بلوک غرب روشن است: جهان تک‌قطبی پایان یافته و نظم تازه‌ای در حال تولد است. در این بین، انتخاب ایران مهم است: اگر صرفاً با نگاه کوتاه‌مدت و تبلیغاتی وارد این میدان شود، بار دیگر سهمش تنها در عکس‌های یادگاری خلاصه خواهد شد. اما اگر با تدوین یک راهبرد عملی در حوزه مالی، ترانزیتی و فناورانه گردش به شرق را جدی دنبال کند، تهران می‌تواند به یکی از بازیگران مؤثر در نظم چندقطبی آینده در منطقه مهم اوراسیا تبدیل شود.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *