AR | EN

1404-06-10 00:06

AR | EN

1404-06-10 00:06

اشتراک گذاری مطلب

شانگهای و ایران؛ آزمون بزرگ در عصر مکانیزم ماشه

ایران در آستانه آزمونی تازه در شرق؛ عضویت در سازمان همکاری شانگهای که روزی به‌عنوان فرصتی نمادین تلقی می‌شد، اکنون در بحبوحه جنگ غزه، جنگ و آتش بس با اسرائیل، تهدید مکانیزم ماشه و رقابت قدرت‌های بزرگ آسیایی به صحنه‌ای واقعی برای سنجش دیپلماسی سیاسی و اقتصادی تهران بدل شده است.

تهران، ایران ویو24

از سال ۲۰۰۵ که ایران به عضویت ناظر سازمان همکاری شانگهای درآمد، این موضوع همواره به‌عنوان فرصتی برای تهران مطرح بوده است تا با اتکا به یک سازمان آسیایی بزرگ، بخشی از فشارهای ناشی از تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی را کاهش دهد. در تیرماه ۱۴۰۲ (ژوئیه ۲۰۲۳)، ایران سرانجام به عضویت کامل این سازمان پذیرفته شد. وعده دولتی این بود که ایران در شانگهای فرصت‌های سیاسی و اقتصادی زیادی دارد.

اما این عضویت درست در دوره‌ای تثبیت شد که منطقه و ایران درگیر تحولات امنیتی و ژئوپلیتیکی بزرگی بود: از طوفان الاقصی و تشدید جنگ غزه تا حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق، عملیات‌های «وعده‌ صادق» تا سقوط بالگرد رئیس‌جمهور ایران، حملات متجاوزانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران و در نهایت آغاز فرآیند «مکانیزم ماشه» از سوی اروپا در تابستان ۲۰۲۵. اکنون در شرایطی که رئیس‌جمهور ایران برای شرکت در اجلاس سران شانگهای در تیانجین چین و دیدار با روسای‌جمهور چین و روسیه به این کشور سفر کرده است، پرسش اصلی امروز این است: ایران از سازمان همکاری شانگهای چه می‌خواست، چه شد و اکنون چه می‌خواهد؟

سیاست کلی سازمان شانگهای و اهداف ایران

سازمان همکاری شانگهای از آغاز تاکنون در پیوندی از اهداف امنیتی، سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. چین در دهه‌های نخست به شانگهای به‌عنوان ابزاری جانبی برای مدیریت سیاست‌هایش در آسیای مرکزی نگاه می‌کرد، در حالی که روسیه هدف اصلی خود را بازتثبیت نفوذ در حوزه سنتی خود تعریف کرده بود. کشورهای آسیای مرکزی نیز شانگهای را فرصتی برای موازنه میان روسیه، چین و غرب می‌دیدند. با افزایش فشار آمریکا بر چین و روسیه، اختلاف دیدگاه‌ها درون شانگهای کاهش یافت و راه برای عضویت کامل ایران باز شد. تحریم‌ها دیگر مانعی برای ورود ایران به این سازمان محسوب نشد و بلکه تغییر ساختار اقتصادی جهان و بی‌اثر‌سازی تحریم‌های اقتصادی غرب یک رویای مشترک بود.

در شرایط جدید، شانگهای سه نقش محوری یافته است: نخست، استحکام محور همگرایی آسیایی؛ دوم، ایجاد سازوکارهای امنیتی و ژئواکونومیکی منطقه‌ای؛ و سوم، فراهم کردن چارچوبی برای مدیریت بلوک‌بندی‌های بین‌المللی نوظهور. ایران نیز تلاش می‌کند با استفاده از این فضا، جایگاه ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود را تقویت کند.

ایران پیش از عضویت کامل عمدتاً به دنبال سه هدف بود: بهره‌گیری از «چتر سیاسی» شانگهای برای کاستن از فشارهای آمریکا، دسترسی به سازوکارهای مالی غیردلاری، و گنجاندن پروژه‌های ترانزیتی و انرژی در دستور کار سازمان. اما پس از وقایع امنیتی اخیر و جنگ ۱۲ روزه تحمیلی رژیم صهیونیستی و در آستانه تهدید بازگشت تحریم‌های شورای امنیت از طریق مکانیزم ماشه، این اهداف و نیازمندی‌ها شکل تازه‌ای گرفته‌اند:

۱. بازدارندگی اقتصادی: ایران می‌کوشد همانند بازدارندگی نظامی خود، یک سپر مالی نیز ایجاد کند. برخلاف بازدارندگی دفاعی، بازدارندگی مالی نیازمند همکاری جمعی است. زمینه‌سازی سازمان همکاری شانگهای برای مشارکت در ابتکارهای تسویه با ارزهای ملی میان اعضا بخشی از این راهبرد است. چین و روسیه از این ایده حمایت کرده‌اند و ایران می‌تواند با گسترش پیمان‌های دوجانبه ریالی–روپیه و روبل–ریال ریسک تحریم‌های دلاری را کاهش دهد. با این حال، هنوز دستاورد ملموسی در برابر ساختار مالی غرب‌محور برای ایران ایجاد نشده و همین امر باعث شده بخشی از افکار عمومی در ایران عضویت در شانگهای را ناکافی یا حتی نمادین بدانند.

۲. هاب ترانزیتی شرق–غرب و شمال–جنوب: با توجه به نیاز قدرت‌های آسیایی به مسیرهای ترانزیتی برای توسعه تجارت، از جمله نیاز روسیه به مسیرهای غیرغربی و نیاز هند به مسیرهای جدید در غرب آسیا از جمله در بندر چابهار، ایران در تلاش است کریدور بین‌المللی شمال–جنوب (INSTC) و مسیر چین–آسیای مرکزی–ایران–خلیج فارس را به پروژه‌های کلیدی شانگهای تبدیل کند. پیوند زیرساختی ایران با سازمان شانگهای، هم جایگاه ژئوپلیتیکی کشور را مستحکم می‌کند و هم منابع مالی تازه‌ای برای توسعه حمل‌ونقل و لجستیک فراهم می‌سازد.

۳. پروژه‌های سریع‌الاثر: ایران به این نتیجه رسیده که برای حفظ انگیزه اعضای بزرگ و همچنین جلب پشتوانه اجتماعی برای عضویت در شانگهای باید منافع فوری ایجاد کند. تکمیل خط آهن رشت–آستارا، ارتقای عملیاتی بندر شهیدبهشتی چابهار و دیجیتال‌سازی گمرک در مسیرهای شانگهای از اولویت‌های کوتاه‌مدت هستند.

۴. انرژی و فناوری: عضویت در شانگهای فرصت ورود ایران به پروژه‌های انرژی کم‌کربن، شبکه‌های برق منطقه‌ای و فناوری‌های نو را فراهم می‌کند. این پروژه‌ها هم نیاز چین به تنوع انرژی را برآورده می‌سازد و هم به ایران امکان جذب سرمایه غیردلاری می‌دهد.

موانع

با وجود فرصت‌ها، موانع قابل توجهی نیز وجود دارد:

  • شانگهای نهادی با اهداف سیال است و خروجی اقتصادی آن اغلب از خروجی سیاسی عقب می‌ماند. این موضوع می‌تواند بهره‌برداری ایران را محدود کند.

  • رقابت‌های درون‌سازمانی (به‌ویژه میان چین و هند) احتمال کندی یا توقف پروژه‌های ایران را افزایش می‌دهد. راه‌حل، طراحی پروژه‌هایی است که منافع چندجانبه داشته باشند؛ مثل ترکیب منافع هند در چابهار با منافع روسیه و چین در رشت–آستارا.

  • فشارهای خارجی، به‌ویژه در قالب مکانیزم ماشه، خطر بازگشت تحریم‌های بین‌المللی را افزایش داده است. بنابراین ایران باید مسیرهای حمل‌ونقل و پرداخت مالی در قالب شانگهای را مقاوم‌سازی کند؛ از جمله با ایجاد شبکه‌های بانکی جایگزین و بیمه حمل‌ونقل منطقه‌ای.

راهبردهای ایران در شرایط جدید

با سفر رئیس‌جمهور ایران به اجلاس تیانجین و دیدار با رهبران چین و روسیه، فرصت تازه‌ای برای تقویت جایگاه تهران در شانگهای فراهم شده است. اولویت‌های راهبردی ایران در این شرایط باید چندلایه باشد:

۱. پولی–مالی: پیوستن فعال به ابتکار تسویه با ارزهای ملی، ایجاد حساب‌های ویژه برای پروژه‌های کلیدی مانند INSTC و چابهار، و طراحی چارچوب بیمه و کشتیرانی منطقه‌ای برای مقاوم‌سازی حمل‌ونقل.

۲. ترانزیت و زیرساخت: تمرکز بر سه پروژه کلیدی: تکمیل خط آهن رشت–آستارا، ارتقای عملیاتی بندر چابهار، و دیجیتال‌سازی فرآیندهای گمرکی در مسیرهای شانگهای.

۳. انرژی و فناوری: ورود به پروژه‌های انرژی هوشمند و کم‌کربن تحت همکاری‌های شانگهای برای جذب فناوری و سرمایه غیردلاری.

۴. دیپلماسی درون‌سازمانی: تشکیل گروه تماس ایران–چین–هند–روسیه با هدف هماهنگ‌سازی پروژه‌ها و کاهش اصطکاک‌های سیاسی. دیدار رئیس‌جمهور ایران با رهبران چین و روسیه در حاشیه اجلاس تیانجین می‌تواند نقطه آغاز چنین ابتکاری باشد.

حضور فعال ایران در اجلاس شانگهای در تیانجین فرصتی مهم برای بازتعریف جایگاه اقتصادی و سیاسی تهران در شرق است. با این حال، تحولات امنیتی اخیر و تهدید مکانیزم ماشه نشان می‌دهد که ایران باید عملگرایانه‌تر و پروژه‌محورتر در این سازمان حرکت کند. موفقیت در این مسیر نه تنها جایگاه ایران در شرق را تقویت می‌کند، بلکه ابزارهای تازه‌ای در اختیار قدرت‌های شرقی برای مقابله با ساختارهای سلطه‌طلبانه غربی قرار خواهد داد، در حالی که همه این بازیگران اکنون به نحوی آماج حملات آمریکا و متحدانش قرار گرفته‌اند.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *