AR | EN

1404-09-10 01:19

AR | EN

1404-09-10 01:19

اشتراک گذاری مطلب

سفر فیدان به تهران؛ چه چیزهایی در روابط ایران و ترکیه تغییر می‌کند؟

سفر هاکان فیدان به تهران تنها یک دیدار دیپلماتیک نیست؛ نشانه‌ای است از ورود روابط ایران و ترکیه به مرحله‌ای جدید که در آن رقابت‌های ژئوپلیتیکی، تنش‌های منطقه‌ای و فشارهای ساختاری نظم جهانی، جای خود را به یک مدل پیچیده‌تر از همکاری تاکتیکی، بازدارندگی دوطرفه و بازتنظیم نقشه امنیتی غرب آسیا می‌دهند. تهران و آنکارا اکنون در نقطه‌ای ایستاده‌اند که می‌تواند هندسه قدرت در قفقاز، سوریه، عراق و کل منطقه را در ماه‌های آینده بازنویسی کند.

ایران ویو24- سیاست خارجی

سفر امروز «هاکان فیدان» وزیر امور خارجه ترکیه، به تهران را می‌توان در چارچوب فرآیند «بازتنظیم معماری امنیتی و سیاسی روابط دوجانبه و منطقه‌ای» میان آنکارا و تهران مورد تحلیل قرار داد؛ فرآیندی که طی حدود دو سال گذشته، علی‌رغم فشارهای ساختاری خارجی، ابهامات ژئوپلیتیکی متعدد و رقابت‌های آشکار و پنهان در حوزه‌های نفوذ، موفق شده است مسیر نسبتاً باثبات و قابل پیش‌بینی‌ را طی کند.

  1. رویکرد حاکم در روابط تهران و آنکارا

درباره مسیر نسبتا باثبات روابط تهران و آنکارا باید اشاره داشت که ایران و ترکیه، در تمایز آشکار با اکثر کنشگران منطقه خاورمیانه، روابط دوجانبه خود را بر پایه پارادایم «رقابت مدیریت‌شده» همراه با «مهارسازی هدفمند تنش» اداره می‌کنند. این الگو، که ترکیبی از واقع‌گرایی و عمل‌گرایی دیپلماتیک است، به هر دو کشور امکان می‌دهد:

  • منافع راهبردی ملی و حوزه‌های نفوذ سنتی خود را بدون مصالحه اساسی پیگیری کنند؛
  • همزمان، آستانه‌های قرمز یکدیگر را به‌صورت ضمنی به رسمیت بشناسند و از عبور آشکار روابط به فاز تقابل مستقیم و غیرقابل بازگشت جلوگیری نمایند.

این مکانیسم مهار تنش، مبتنی بر سه ستون اصلی است:

  1. حفظ کانال‌های ارتباطی سطح بالا حتی در شرایط بحرانی؛
  2. تفکیک عمدی پرونده‌های رقابتی (سوریه، قفقاز، عراق، کردها) از حوزه‌های همکاری سودمند متقابل (انرژی، تجارت، ترانزیت)؛
  3. بهره‌گیری از «دیپلماسی چندلایه» که در آن رقابت در یک حوزه با همکاری جبرانی در حوزه دیگر تعدیل می‌شود.

سفر فیدان به تهران در این چارچوب، بیش از یک دیدار روتین دیپلماتیک، نشانه‌ای از تثبیت این معماری دوجانبه در برابر تکانه‌های منطقه‌ای (از جمله تحولات سوریه و تنش‌های قفقاز جنوبی) و تلاش مشترک برای جلوگیری از سرریز شدن بحران‌های نیابتی به محور تهران–آنکارا به شمار می‌رود.

2. هندسه روابط ایران و ترکیه

چنانچه مذاکرات امروز وزیر خارجه ترکیه با مقامات ایرانی نشان داد؛ روابط تهران–آنکارا شامل ترکیبی از چهار لایه کلیدی است:

۱. اقتصادهای مکمل؛ انرژی، تجارت، حمل‌ونقل

در این سطح، نیازهای متقابل ایران و ترکیه—به‌ویژه در انرژی، ترانزیت و بازارهای مکمل—موجب حفظ حدی از همگرایی پایدار می‌شود. ایران با برخورداری از منابع انرژی و موقعیت جغرافیایی، و ترکیه با ظرفیت لجستیکی و پیوستگی به بازار اروپا، نقش دو بازیگر مکمل را ایفا می‌کنند.

در حال حاضر حدود ۲۶ درصد از واردات گاز ترکیه (معادل حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب در سال) از ایران تأمین می‌شود و قرارداد بلندمدت ۲۵ ساله (تا ۲۰۲۶ با امکان تمدید) همچنان یکی از لنگرگاه‌های اصلی ثبات انرژی ترکیه به شمار می‌رود. از منظر تهران، تداوم و حتی افزایش حجم این صادرات، علاوه بر درآمد ارزی پایدار، اهرم استراتژیک مهمی برای هر دو طرف ایران و ترکیه خواهد بود.

ترکیه در حال حاضر دومین شریک تجاری ایران پس از چین است و حجم مبادلات رسمی و غیررسمی دو کشور در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۱۴ میلیارد دلار رسیده است. مکانیزم‌های تهاتر، سوآپ مالی از طریق بانک‌های کوچک ترکیه‌ای، و استفاده از لیر و ریال در تسویه‌حساب‌ها، از مسیرهای امن اقتصادی تهران و آنکارا برای مقابله با شرایط تحریم‌های ثانویه بانکی به شمار می‌رود.

ایران با اتصال راه‌آهن خود به شبکه ریلی ترکیه (از طریق گذرگاه رازی–کاپی‌کوی و پروژه در حال تکمیل وان–تبریز–رشت) و همچنین فعال‌سازی کریدور شمال–جنوب از طریق بندرعباس و دریای خزر، به دنبال تبدیل شدن به حلقه کلیدی ترانزیت شرق–غرب و شمال–جنوب است. ترکیه نیز برای تکمیل حلقه «جاده ابریشم میانی» از طریق قزاقستان، ناگزیر از همکاری با ایران است. این هم‌افزایی ژئوترانزیتی، منافع متقابل غیرقابل چشم‌پوشی ایجاد کرده که حتی در اوج تنش‌های سیاسی، مانع از گسست کامل روابط می‌شود.

۲. اختلافات و همگرایی تاکتیکی در پرونده‌های منطقه‌ای

پرونده‌های سوریه، عراق و قفقاز بستر رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران و ترکیه هستند. اما این رقابت برخلاف مدل‌های خصمانه منطقه، قابل کنترل باقی مانده و کانال‌های گفت‌وگو همواره فعال نگه داشته شده است.

موضوع قفقاز جنوبی چالش برانگیزترین پرونده در روابط تهران و آنکارا است. پس از جنگ دوم قره‌باغ (۲۰۲۰) و تحولات کریدور زنگزور، ترکیه به دنبال تثبیت محور باکو–آنکارا و گشایش مسیر مستقیم به دریای خزر و آسیای مرکزی است. ایران اما هرگونه تغییر در مرزهای ژئوپلیتیکی و قطع اتصال جغرافیایی به ارمنستان و سپس اروپا را خط قرمز امنیتی اعلام کرده است. با وجود این اختلاف راهبردی، دو کشور از مکانیسم «دیپلماسی موازی و فشار کنترل‌شده» استفاده می‌کنند.

در موضوع سوریه همه چیز در حال تغییر است. از دسامبر 2014 (آذر 1403) یعنی پس از اینکه ترکیه سرنگونی حکومت بشار اسد در سوریه را به عنوان پیروزی راهبردی خود در برابر ایران قلمداد کرد، سوریه به یک پاشنه آشیل بسیار خطرناک برای ترکیه تبدیل شده است. در حالی که با وجود حکومت اسد، خیال ترکیه از موضوع اشغال شمال سوریه توسط اسرائیل راحت بود، اکنون در فقدان مقاومت موثر از سوی حکومت جدید دمشق در برابر توسعه طلبی اسرائیل، رژیم صهیونیستی در حال تبدیل به همسایه ترکیه است و این موضوع تهدید بزرگ برای آنکارا محسوب می شود.

بدین ترتیب به نظر می رسد پتانسیل سوریه برای تبدیل شدن به همکاری تاکتیکی ایران و ترکیه افزایش یافته است که این همکاری می تواند به موضوع عراق و قفقازجنوبی نیز تسری یابد.

۳. چاشنی رقابت نفوذ در جغرافیای فرهنگی – امنیتی

ایران در حوزه‌های شیعی و محور مقاومت دارای ابزارهای نفوذ سیاسی و امنیتی است؛ در مقابل، ترکیه ترکیبی از قدرت نرم، جریان‌های سیاسی نزدیک به آنکارا و عمق اقتصادی را به‌کار می‌گیرد. این دو الگوی نفوذ، در بسیاری از مناطق نه‌تنها برخورد کامل ندارند، بلکه گاه به صورت «تقسیم‌کار نرم» عمل می‌کنند.

با این‌حال، تأکید آنکارا بر سیاست پان‌ترکیستی در مناطق هم‌جوار ایران و نشانه‌گرفتن جمعیت آذری‌زبان ایران، به یکی از نقاط بدبینی میان تهران و آنکارا تبدیل شده است.

۴. احساس فشار ساختاری بین‌المللی

افزایش رقابت آمریکا–چین، بازتعریف نقش روسیه پس از جنگ اوکراین، و شرایط متزلزل امنیت غرب آسیا، موجب شده تهران و آنکارا هر دو به سمت بازتنظیم روابط با همسایگان حرکت کنند. یکی از ابعاد سفر فیدان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.

گفتنی است؛ با وجود عضویت ترکیه در ناتو، نوع رابطۀ آنکارا با غرب فاقد پیوستگیِ ارگانیک و در نتیجه همواره موضوع محاسبه‌گری امنیتی در پایتخت‌های غربی بوده است. ترکیه طی دهه‌های اخیر به‌عنوان «متغیر مستقل نامطمئن» در معادلات غرب تعریف شده و از این‌رو ایالات متحده و اروپا مجموعه‌ای از سیاست‌های بازدارنده، مدیریت‌گر و بعضاً محدودساز را در قبالِ آنکارا دنبال کرده‌اند تا از تبدیل‌شدن ترکیه به یک قدرتِ منطقه‌ای تمام‌عیار و بالقوه مزاحم برای معماری امنیتی غرب جلوگیری کنند. این شرایط، ترکیه را به‌سوی تنوع‌بخشی در جهت‌گیری سیاست خارجی و افزایش تعاملات تاکتیکی با بازیگران مستقل—از جمله ایران—سوق داده است.

جمع‌بندی نهایی

از منظر ایران، سفر «هاکان فیدان» نشان‌دهنده عبور روابط دو کشور از یک مرحله گذار به مرحله‌ای قابل‌مدیریت‌تر، پیش‌بینی‌پذیرتر و از نظر سیاسی و امنیتی سودمندتر است.
معماری روابط تهران–آنکارا، با وجود همه رقابت‌ها، اکنون بر سه پایه اصلی استوار است:

۱. وابستگی متقابل اقتصادی–انرژی
۲. مدیریت هوشمندانه پرونده‌های ژئوپلیتیکی
۳. استفاده از شکاف ساختاری بین‌المللی

این وضعیت، اگرچه به معنای همگرایی راهبردی دو کشور نیست، اما یک نتیجه مهم برای ایران دارد: ایران و ترکیه در موقعیت کنونی، بیش از آن‌که تهدیدی برای یکدیگر باشند، بخشی از سازوکار مدیریت مخاطرات محیطی یکدیگرند و سفر فیدان نشانه تثبیت همین الگوست.

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها