در سایه اهداف استعماری «شورای صلح» ترامپ، کمیته اداره غزه در انجام نقش خود با چالشهای بزرگی مواجه است.
ایرانویو24-بینالملل
از زمان اعلام آغاز کار کمیته اداره نوار غزه که بهنظر میرسد یک کمیته تکنوکرات است، بسیاری از فلسطینیها در مورد نقش این کمیته در بهبود اوضاع غزه بحث میکنند و همه مشتاقند که این کمیته بتواند زندگی را به مردم غزه برگرداند؛ حتی با وجود ادامه جنگ رژیم صهیونیستی علیه این باریکه.
سایه سنگین شورای استعماری آمریکا بر سر کمیته اداره غزه
اما با این حال، یک معضل واقعی وجود دارد، اینکه؛ کمیته اداره غزه چگونه میتواند تحت نظارت یک نهاد اجتماعی که خودش را شورای صلح مینامد و همچنین در حضور یک نیروی بهاصطلاح تثبیتکننده بینالمللی تحت فرماندهی همین شورا که آمریکا رئیس آن است، نقش واقعی داشته باشد، بهویژه اینکه نوار غزه عملاً تحت اشغال اسرائیل و آمریکاست.
بهگزارش العربی الجدید، با وجود تبلیغات فراوانی که برای کمیته اداره غزه انجام شده است و آن را یک کمیته ملی و مستقل مینامد، اما در واقع آمریکا و اسرائیل بر این کمیته مسلط هستند. آمریکاییها و صهیونیستها در این مرحله به یک نهاد فلسطینی نیاز دارند که نوار غزه را خوب بشناسد و میان مردم این باریکه اعتبار داشته باشد، اما در عین حال هیچ گونه نمایندگی سیاسی رسمی از سوی فلسطینیها چه در داخل و چه در سطح بینالمللی نداشته باشد؛ بهعبارت دیگر، کمیتهای عاری از هرگونه شخصیت سیاسی ملی،
بنابراین هدف آن است که در گام اول، تصمیمات این کمیته از حماس و تشکیلات خودگردان فلسطین جدا شود و به مدیریت غزه تحت نظارت نهاد موسوم به شورای صلح و رژیم صهیونیستی محدود گردد، این چیزی است که آمریکاییها و صهیونیستها میخواهند و هیچ ارتباطی با آنچه کمیته اداره غزه میخواهد ندارد.
با وجود اینکه اعضای کمیته اداره غزه، تمایل زیادی را برای ایفای یک نقش ملی و بهبود وضعیت فلسطینیها دارند، اما ساختار این کمیته و شرایطی که در آن قرار گرفته است، اجازه این کار را نمیدهد،
در واقع ترکیب نهاد موسوم به شورای صلح تحت ریاست دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و با عضویت سرمایهگذاران املاک و مستغلات از داخل و خارج از دولت ایالات متحده، و چهرههای سیاسی و نظامی که از جنگها و تهاجمهای قبلی آمریکا سود بردهاند و همه آنها به حمایت از صهیونیسم شهرت دارند، جایی برای نقش ملی و نمایندگی کمیته ملی اداره غزه باقی نمیگذارد.
توطئه بزرگ آمریکایی ـ صهیونیستی برای نابودی نقش کمیته اداره غزه
درست است که کمیته اداره غزه از طریق توافق میان گروههای فلسطینی از جمله گروههای مقاومت تشکیل شده است، اما آمریکا و اسرائیل همه تلاش خود را برای محدود کردن قدرت این کمیته و سلب مشروعیت ملی از آن بهکار خواهند بست،
درواقع هدف واشنگتن و تلآویو، ایجاد کمیتههای اجرایی فلسطینی برای مدیریت امور مردم فلسطین تحت کنترل نهاد موسوم به شورای صلح و رژیم صهیونیستی و همچنین نوعی حضور آمریکایی در آینده است. احتمال دارد برخی بهطعنه بگویند که فلسطینیها تشکیلات خودگردان یا حماس را نمیخواهند و کمیته اداره غزه را یک راه نجات میبینند، اما این یک دیدگاه کوتهبینانه و محدود است،
اما حقیقتاً برای آمریکا و اسرائیل، مسئله بهطورخاص، حماس یا تشکیلات خودگردان فلسطین نیست؛ بلکه جلوگیری از ظهور و بهرسمیت شناخته شدن هر نهادی است که نماینده فلسطینیان باشد، شواهد نشان میدهد که امروز آمریکاییها و صهیونیستها در طرح خود برای اداره غزه، بر حذف ایده نمایندگی ملی جامع برای فلسطینیها و ایجاد کمیتههای محلی متمرکز شدهاند.
کمیته اداره غزه که با یک اعتبار ملی روی کار آمده و وظیفه آن مدیریت غزه است، بهتدریج تحت فشارهای آمریکا و اسرائیل تبدیل به یک نهادی میشود که کار آن صرفاً تسهیل سیطره اسرائیل بر مناطق، شهرها و روستاهای باقیمانده در کرانه باختری و نوار غزه باشد،
همه اینها در چارچوب نقشه آمریکا و رژیم صهیونیستی است که سرزمین فلسطین را تکه تکه میکند، حقوق فلسطینیان را از بین میبرد و مانع اتحاد آنها میشود. در مرحله کنونی هم تلآویو و واشنگتن به یک نهاد فلسطینی نیاز دارند که نوار غزه را خوب بشناسد و میان مردم آن اعتبار داشته باشد.
این طرحهای آمریکایی ـ صهیونیستی در غزه، کمیته ملی اداره غزه را در برابر چالشهای بزرگتر از چالش بازسازی غزه قرار میدهد و این کمیته تحت فشارها و دیکتههای آمریکا و اسرائیل نمیتواند مأموریتهای اعلامشده خود را انجام دهد.
کسانی که گزارشهای رسانهها و مراکز تحقیقاتی رژیم صهیونیستی طی دوره اخیر را دنبال کرده باشند، میدانند که اقدامات اولیه آمریکا و اسرائیل برای ایجاد شرایط، مراحل و رویههایی که بهتدریج کمیته اداره غزه را از هرگونه نقش یا ارتباط سیاسی، چه در داخل و چه در خارج، منزوی میکند، آغاز شده است و این امر برای از بین بردن ساختار سیاسی فلسطین ضرورت دارد.
پروژه خطرناک آمریکا و اسرائیل برای محو هویت و آرمان فلسطین
بر اساس طرحی که واشنگتن و تلآویو علیه فلسطین تهیه کردهاند، نه طرح الحاق تدریجی در کرانه باختری میتواند اجرا شود، و نه غزه میتواند به یک پروژه املاک و مستغلات برای گروهی از ثروتمندترین افراد جهان نزدیک به ترامپ تبدیل شود، و نه ساکنان آن میتوانند به نیروی کار ارزان تبدیل شوند؛ بدون اینکه هرگونه ارتباطی بین نوار غزه و هر شکلی از نمایندگی مردم فلسطین، از بین برود.
در واقع بر اساس این طرح، مردم غزه و همه مردم فلسطین باید به این نتیجه برسند که تنها هستند و هیچ هویت ملی متحد کنندهای برای آنها چه در داخل فلسطین و چه خارج وجود ندارد و به این ترتیب هویت ملی و تاریخی آنها ریشه کن شود.
در شرایطی که مردم فلسطین از دهههای گذشته به این نتیجه رسیدهاند که توسط جهان عرب رها شده و مورد خیانت قرار گرفتهاند، امروز آمریکا و اسرائیل با تقلیل آرمانهای ملت فلسطین به یک نهادی که صرفاً زندگی آنها را مدیریت کند، میخواهند مردم فلسطین را در انزوای کامل سیاسی قرار داده و هویت فلسطینی و ملی آنها را برای همیشه از بین ببرند.
هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی، به حداقل رساندن نقش هر نهاد فلسطینی در سازماندهی امور غزه و بازسازی این باریکه است و اجازه نمیدهد که کمیته اداره غزه حتی نقش یک شهرداری را ایفا کند؛ زیرا شهرداریها در سراسر جهان نقش سیاسی هم دارند و تاریخ شهرداریها در فلسطین، تاریخ مبارزه و مقاومت ملی است که در خط مقدم مقابله با اشغالگری و تجاوزات اسرائیل قرار داشتهاند.
با وجود اینکه تشکیلات خودگردان فلسطین از دهههای گذشته همواره در خدمت برنامههای رژیم صهیونیستی عمل کرده، اما آمریکا و اسرائیل حتی نقشی مشابه این تشکیلات هم برای کمیته اداره غزه نمیخواهند؛ زیرا تشکیلات خودگردان دست کم در مجامع بینالمللی، ظاهرا و به شکل لفظی نماینده سیاسی فلسطینیهاست.
مواردی که گفته شد، سوالات و معضلات مهمی را مطرح میکند. امروز کمیته اداره غزه، خود را مقابل یک شورای استعماری جهانی موسوم به شورای صلح یافته که برای اشغال غزه به شکل شرم آوری از شورای امنیت چراغ سبز دریافت کرده است.
بنابراین اولین سناریوی خطرناک پیش روی کمیته اداره غزه، منزوی شدن آن است که نقش این کمیته را به طور کامل زیر سوال میبرد. امروز بار سنگینی بر دوش نه تنها فلسطینیها بلکه همه کشورهای عربی و اسلامی قرار دارد که باید از آرمان ملی و واقعی فلسطین دفاع کنند.
بر این اساس، باید یک کمیته بین المللی عادل وجود داشته باشد که در وهله نخست، وضعیت غزه را رصد کند و در حمایت از فلسطین و کمیته اداره غزه تزلزل ناپذیر باشد و در این میان همه کشورهای عربی و اسلامی باید مقابل نهاد استعماری موسوم به شورای صلح، صدای خود را بلند کنند.
مهمتر از همه اینکه تمام فلسطینیها به هر کسی که در حوزه عمومی در فلسطین کار میکند، باید خطر این چالش بزرگ در غزه را درک کند و بداند که شورای صلح ترامپ چیزی بیش از یک نهاد استعماری نیست و نمیتواند کمکی به حل بحران غزه کند؛ بلکه معضلات خطرناکتری پیش روی آن به وجود میآورد.
واقعیت آن است که نوار غزه در حال حاضر یک سرزمین تحت اشغال نظامی اسرائیل با حمایت آمریکا قرار دارد، جنگ نسل کشی هیونیستها علیه غزه متوقف نشده و بدتر از همه، جنگ آمریکایی- اسرائیلی برای نابودی آرمان فلسطین به اوج خود رسیده است.
در اینجا همچنین لازم است به خطر بزرگ توافقهای عادی سازی روابط میان کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی نیز اشاره کنیم؛ جایی که رژیمهای عربی با امضای توافق سازش با اشغالگران صهیونیست، حق اسرائیل بر سرزمین فلسطین را میپذیرند و حقوق فلسطینیان را انکار میکنند. بنابراین اگر توافقهای عادی سازی میان اعراب و رژیم صهیونیستی گسترش یابد و عمیقتر شود، بهویژه از آنجایی که این هدف اعلامشدهِ شورای ترامپ است، غزه تنها خواهد ماند.
به طور کلی نتیجهای که میتوان حاصل کرد این است که بار سنگینی بر دوش کمیته اداره غزه قرار دارد و فلسطینیها باید از انزوای این کمیته جلوگیری کرده و اجازه ندهند اختلاف بر سر اینکه چه کسی غزه را اداره میکند، آنها را از واقعیت جنگ غزه و نبرد جمعی برای محافظت از حقوق مردم فلسطین منحرف کند.



