چه کسی از یک خبر غلط سود میبرد؟ وقتی توییتی نادرست میتواند قیمت نفت، دلار و طلا را جابهجا کند، باید پذیرفت که میدان اصلی تقابل امروز، نه میز مذاکره، بلکه رسانهها هستند.
دکتر سیدرسول موسوی، سفیر پیشین ایران در فنلاند
شب گذشته با خبری که به نقل از آکسیوس در رسانههای مختلف داخلی و خارجی در مورد لغو مذاکرات عراقچی با ویتکاف در روز جمعه در عمان منتشر شد، ناگهان فضای ملتهبی در عرصه رسانهها و جامعه شکل گرفت. خبری راستیآزمایینشده به سرعت تبدیل به اخبار اقتصادی و نظامی شد.
اعلام گردید که قیمت نفت ٣ دلار افزایش یافت، قیمت دلار و طلا در بازار ایران فلان مقدار شد، سنتکام اوضاع تنگه هرمز را تحت نظارت گرفت، نیروهای نظامی ایران در بالاترین شرایط امنیتی قرار گرفتند، صداوسیما مصاحبه با کارشناسان ناشناخته را آغاز کرد و فضای مجازی پر شد از خطونشان کشیدنهای این و آن!
اما وقتی اظهارات مقامات رسمی ایرانی و آمریکایی با دقت مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت شرایط به گونهای دیگری پیش رفت. در همان دقایق اول شروع فضاسازی شخصاً اظهارات روبیو وزیر خارجه آمریکا را توییت کرده و نوشتم این اظهارات نهتنها به معنی لغو مذاکرات نیست بلکه تأکیدی است بر ادامه مذاکره.
مدت کوتاهی بعد عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران هم با توییتی بر انجام مذاکرات در روز جمعه در عمان تأکید کرد و آب سردی بر آتش گرگرفته در فضای مجازی ریخت.
در همین مدت کوتاه کمتر از یک ساعت، چه بحثها که مطرح نشد و برخی از گفتههای بیربط ترامپ که در موقعیت زمانی و موضوعی متفاوتی مطرح شده بود به مسئله لغو مذاکرات ربط داده شد تا فضای ملتهبتری بهوجود آید.
جالب آنکه بعد از توییت عراقچی در مورد برقرار بودن برنامه مذاکره در عمان کسی نگفت که آن سه دلار افزایش قیمت نفت و فلان مقدار افزایش قیمت دلار و طلا چه شد؟ آیا به حالت بجای اول خود بازگشت یا در همانجا ماند؟
در هیچ دورهای از دوران چهلوهفتساله وضعیت موجود در روابط ایران و آمریکا، مخالفین داخلی و خارچی مذاکره بین ایران و آمریکا تا این حد گسترده و متنوع نبوده است.
جدای از مخالفین انقلابی، سنتی و پایدار آمریکا در داخل کشور که هرگونه مذاکره با آمریکا را بیهوده و بیحاصل میدانند و معتقدند که آمریکا با اعمال خود ثابت کرده که اصلاً به هیچ توافقی پایبند نیست و هیچ اعتمادی نمیشود به حرفها و تعهدات آمریکا نمود باید بگویم که امروز در کنار اروپا و خیلیها در منطقه و طیفهای مختلف ضدانقلاب و تروریستها و سلطنتطلبها و حتی طرفداران آمریکا در داخل کشور هم مخالف مذاکره بین ایران و آمریکا هستند و معتقدند که مذاکره بین ایران و آمریکا اگر منجر به مدیریت تنشها شود آنها در پیگیری اهداف خود با شکست راهبردی روبهرو میشوند.
با توجه به این طیف گسترده و رنگارنگ مخالفین مذاکره با آمریکا برای مدیریت تنشها و دسترسیهای وسیع آنها به رسانههای دیداری، شنیداری و فضای مجازی باید اعتراف کرد که جنگ رسانهای واقعیتی انکارناپذیر است و مخالفین مذاکره حتماً از تمامی ابزارهای خود برای تخریب شرایط استفاده خواهند کرد.
راقم این سطور که هیچوقت نمیتواند دشمنیهای آمریکا را با مردم کشورمان فراموش کند و تاریخ کینهتوزی آمریکا با استقلال ملی کشورمان را از دوران مصدق که با کودتا حکومت ملی او را ساقط کردند تا حمایت از صدام در حمله به کشورمان و دهها اقدام خصمانه دیگر و بالاخره جنایت فراموشنشدنی به شهادت رساندن قهرمان ضدتروریست کشورمان سپهبد شهید سلیمانی را هرگز از یاد نمیبرد، این تحلیل را دارم که در شرایط کنونی مصلحت کشور در مدیریت تنش با آمریکاست و مخالفتها برای مذاکره با آمریکا یک جنس و یک طیف نیستند و لازم است این مهم مورد توجه قرار گیرد.
مذاکره امروز ما با آمریکا مذاکره در میدان جنگ است. مذاکره در میدان جنگ یکی از پیچیدهترین و حساسترین انواع مذاکرات است که با مذاکرات دیپلماتیک عادی تفاوت اساسی دارد که درباره آن باید در فرصت دیگری صحبت کرد اما همین اندازه میتوان گفت که شرایط کنونی مذاکره بین ایران و آمریکا مذاکره در میدان جنگ است و این نوع مذاکره نه نشانه ضعف است و نه نشانه عدمتوجه به واقعیتها بلکه درک واقعبینانه شرایط است.
یکی از موضوعات مهمی که در مذاکره در میدان جنگ باید مورد توجه قرار گیرد جنگ رسانهای است که با هدف انحراف در افکار عمومی راهاندازی و هدایت میشود. جنگ رسانهای یک واقعیت است و نباید آن را به سطح یک تبلیغات (پروپاگاندا) تقلیل داد. جنگ رسانهای اگر مورد غفلت قرار گیرد میتواند سرنوشت میدان جنگ را تغییر دهد.




یک پاسخ
سلام و ارادت
مطالب بسیار عالی و با واقعیت های موضوع، منطبق می باشد.