هفت اکتبر تنها یک شکست امنیتی برای اسرائیل نبود؛ نقطهای بود که ستونهای اسطوره شکستناپذیری ارتش این رژیم لرزید. اکنون با احضار و تنبیه دهها فرمانده ارشد، اعترافی رسمی از دل ساختار نظامی بیرون زده که نهتنها ارتش، که مشروعیت سیاسی تلآویو را در قلب بحران فرو برده است.
ایران ویو 24 – بین الملل
در 23 نوامبر 2025 مطلبی با عنوان «فرماندهان نظامی اسرائیل در آستانه عزل به خاطر شکست 7 اکتبر» به قلم افرات لیونی در وبسایت روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد که در آن به تصمیم رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، ژنرال ایال زمیر، برای احضار حدود 12 فرمانده ارشد و اعلام برکناری یا تنبیه آنان به دلیل ناکامی آن روز پرداخته شده است؛ 7 اکتبر؛ همان روزی که در روایت رسمی اسرائیل مرگبارترین روز تاریخ این رژیم توصیف شده و نقطه آغاز جنگ گسترده علیه نوار غزه به شمار میآید. در این مطلب توضیح داده میشود که این اقدام گستردهترین برخورد انضباطی با افسران ارتش اسرائیل از زمان حمله 7 اکتبر تاکنون است. بخش مهمی از این افسران در نیروهای ذخیره خدمت میکردند و برای برخی از آنان پایان خدمت و برای برخی دیگر احکام تنبیهی پیشبینی شده است. ابتدا نام همه این افراد اعلام نشده بود اما بعدا در بیانیهای جداگانه فهرست حدود 12 افسر منتشر شد.
فروپاشی تصویر «شکستناپذیری»
نقطه کلیدی متن، اعتراف صریح رئیس ستاد کل به شکست سیستم دفاعی و اطلاعاتی اسرائیل در آن روز است. نویسنده بیان میکند ارتش در انجام مأموریت اصلی خود یعنی حفاظت از غیرنظامیان اسرائیلی ناکام مانده و آن چه رخ داده یک شکست شدید و فراگیر بوده است. این تعبیرها اگرچه رسمی و حساب شده است اما در دل خود نشانهای از لرزش تصویر سالها تبلیغ شده ارتش اسرائیل به عنوان نیرویی بسیار کارآمد و تقریبا شکست ناپذیر دارد. اعتراف در این سطح، در فضای سیاسی داخلی اسرائیل موضوع کوچکی نیست.
لیونی این رخداد را در بستری وسیعتر قرار میدهد. در متن توضیح داده میشود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، پس از ماهها مقاومت در برابر فشار افکار عمومی سرانجام اعلام کرده دولت او یک تحقیق رسمی درباره وقایع 7 اکتبر انجام خواهد داد. این تصمیم به جای آن که اعتراضها را فروبنشاند، به گفته نویسنده خشم بخشی از منتقدان را برانگیخته است. منتقدان میگویند کمیتهای که اعضای آن را دولتی تعیین میکند که خود در روز حادثه در قدرت بوده نمیتواند کاملا مستقل و بیطرف باشد و به همین دلیل در تلآویو تجمعهایی در حمایت از تشکیل یک هیئت مستقل دیده شده است.
در نوشته نیویورک تایمز یادآوری میشود که ارتش از ماهها پیش مجموعهای از بررسیهای داخلی را آغاز کرده بود. نتایج اولیه این بررسیها بیشتر بر خطاهای کلی و ساختاری تمرکز داشت و کمتر وارد تعیین مسئولیت مشخص افراد میشد. ژنرال زمیر که از مارس 2025 ریاست ستاد را برعهده گرفته، دستور داده بود این مجموعه دوباره مرور شود تا روشن شود سهم قصور فردی در آن چه رخ داده تا چه حد بوده است. نتیجه این بازبینی آن بود که میزان خطای شخصی برخی افسران در یافتههای قبلی به اندازه کافی بازتاب پیدا نکرده و لازم است برخورد روشنتری با آنان صورت بگیرد.
هزینه سنگین جنگ
بنا بر روایت اسرائیل در حمله 7 اکتبر حدود 1,200 نفر در داخل سرزمینهای اشغالی جان خود را از دست دادند و نزدیک به 250 نفر ربوده و به غزه منتقل شدند. در ادامه جنگی که اسرائیل علیه غزه به راه انداخت، بر اساس آمار وزارت بهداشت غزه، حدود 70,000 فلسطینی کشته شدهاند که بخش قابل توجهی از آنان زنان و کودکان و سایر غیرنظامیان بودهاند. این ارقام ابعاد انسانی و اخلاقی ماجرا را برجسته میکند. گزارش نیویورک تایمز تصویری از ارتشی ارائه میدهد که میکوشد با معرفی شماری از فرماندهان به عنوان مقصر و اعمال تنبیه علیه آنان، اعتماد افکار عمومی در داخل اسرائیل را ترمیم کند. همزمان، تصویر دولتی به رهبری نتانیاهو ترسیم میشود که زیر فشار شدید افکار عمومی برای پاسخگویی قرار دارد و هر تصمیم آن با موجی از اعتراض و تردید روبه رو میشود. ژنرال زمیر در عین تمجید از سوابق افسرانی که قرار است تنبیه شوند، تاکید کرده که برای حفظ اعتماد جامعه باید معنای مسئولیت فرماندهی را شفاف کند و نشان دهد خطا در سطوح بالا بیهزینه نمیماند. این رخدادها فارغ از جزییاتشان، نشانهای از بحران عمیق در ساختار تصمیمگیری و مشروعیت اسرائیل است.
بقا با تنفس مصنوعی واشنگتن
مهمترین نکته در این ماجرا اعتراف رسمی به شکست در 7 اکتبر است؛ ضربهای جدی به تصویری که طی دههها از ارتش اسرائیل ساخته شده بود. سالها ارتش این رژیم در رسانههای غربی به عنوان نیرویی با آمادگی دائمی و کارآمدی استثنایی معرفی میشد. اکنون اما عالیترین مقام نظامی ناچار است علنا اعلام کند که در انجام مأموریت اصلی خود برای حفاظت از شهروندان اسرائیلی ناکام مانده است؛ این امر خود تاییدی است بر این که ستون اصلی بقای این رژیم تکیه مداوم بر حمایت خارجی و بهویژه آمریکا تلقی میشود نه توان داخلی و عمق راهبردی؛ آن چه سالها قدرت مطلق معرفی شده بود در واقع آسیبپذیرتر از تصور عمومی است. این نتیجه البته به معنای نادیده گرفتن توان نظامی و تکنولوژیک اسرائیل نیست. برداشت واقعبینانه آن است که این توان، مطلق و تضمین کننده نیست و در برابر ابتکار عمل و انگیزه سیاسی طرف مقابل میتواند دچار شکستهای جدی شود.
بحران مشروعیت سیاسی در رژیم
نکته مهم دیگر که در متن نیویورک تایمز برجسته شده، بحران اعتماد در داخل اسرائیل است. از دید نویسنده، وعده نتانیاهو برای تشکیل یک هیئت رسمی تحقیق نتوانسته منتقدان را قانع کند. تجمعهای تلآویو و تاکید بر لزوم تشکیل کمیسیون تحقیق مستقل نشان میدهد بخشی از جامعه اسرائیل معتقد است ساختار سیاسی موجود قادر به تولید سازوکار پاسخگو و شفاف نیست.
این وضعیت نشانه فرسایش مشروعیت سیاسی در اسرائیل است. حاکمیتی که در عرصه بینالمللی خود را حامی دموکراسی و شفافیت معرفی میکند، در برابر پرسشهای جامعه خود درباره بزرگترین شکست امنیتی چند دهه اخیر، در عمل از پذیرش مسئولیت طفره میرود و میکوشد با تشکیل کمیتهای تحت کنترل دولت، دامنه پرسشها را محدود کند. به عبارت دیگر، آن چه در ظاهر به عنوان تلاش برای تحقیق جلوه داده میشود، از دید بسیاری از منتقدان بیشتر به اقدامی برای مدیریت بحران سیاسی شبیه است تا مواجهه واقعی با ریشههای شکست.
در سطح نظامی نیز نسبت میان مسئولیت فردی و ساختاری موضوعی اساسی است. بررسیهای اولیه ارتش بیشتر به نقد کلی سیستم پرداخته بود و از معرفی مقصران مشخص فاصله میگرفت. این روش در بسیاری از نظامهای سیاسی به کار میرود تا مسئولیتها در سطحی مبهم توزیع شود و تمرکز افکار عمومی از افراد دارای قدرت به ساختار بیچهره منتقل گردد. اما فشار اجتماعی و شکاف در میان نخبگان اسرائیل باعث شد ژنرال زمیر در مرحله بعد سراغ تعیین مسئولیت فردی برود و تصمیم به تنبیه حدود 12 افسر بگیرد. رژیم تلاش میکند هزینه شکست را تا حد ممکن به گردن لایهای محدود از نظامیان بیندازد تا از طرح پرسشهای بنیادیتر درباره جهتگیری کلی سیاست و امنیت این رژیم جلوگیری شود.



