سند راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا نشان میدهد مسئله ایران نه از دستور کار امنیتی واشنگتن حذف شده و نه حلوفصل شده است؛ بلکه آمریکا با عقبنشینی از حضور مستقیم، در حال انتقال مهار ایران به یک شبکه منطقهای متشکل از اسرائیل و شرکای عرب است؛ راهبردی که با اما و اگرهای زیادی مواجه است.
ایرانویو24 – دفاعی و امنیتی
پرداخت متفاوت به موضوع ایران در اسناد «استراتژی امنیت ملی» و «راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶» آمریکا که با رویکردهای متفاوت و به فاصله کوتاه انجام شده را باید بهمثابه بازتاب یک جابجایی ساختاری در الگوی مهار ایران فهم کرد. تفاوت معنادار در میزان اشاره به ایران (۳ بار در «استراتژی امنیت ملی» در برابر ۱۳ بار در «راهبرد دفاع ملی ۲۰۲۶») نشان میدهد که اگرچه ایران در سطح گفتمانی-سیاسی دیگر در اولویت نخست راهبرد کلان آمریکا نیست، اما در سطح برنامهریزی نظامی و معماری بازدارندگی همچنان یک متغیر تعیینکننده محسوب میشود. این شکاف، خود حامل پیام راهبردی مهمی است.
نخستین نکته قابل توجه، ادعای همزمان تضعیف راهبردی ایران و ضرورت تداوم مهار فعال آن است. اگر فرض پنتاگون مبنی بر «نابودی کامل برنامه هستهای ایران» و «تضعیف بیسابقه ایران و محور مقاومت» صحیح بود، منطقی برای این سطح از تمرکز نظامی، یکپارچهسازی دفاعی منطقهای و فروش گسترده تسلیحات به اعراب وجود نداشت. این تناقض نشان میدهد که ادعای تضعیف، بیش از آنکه ارزیابی اطلاعاتی باشد، کارکرد روانی-بازدارنده دارد؛ هم برای مخاطب داخلی آمریکا و هم برای شرکای منطقهای.
دوم، راهبرد کلیدی آمریکا در این اسناد، برونسپاری مهار ایران است. واشنگتن بهروشنی به این جمعبندی رسیده که هزینههای حضور مستقیم نظامی در خاورمیانه دیگر با اولویتهای رقابت با چین و روسیه همخوان نیست. اما نکته راهبردی اینجاست که آمریکا از منطقه خارج نمیشود؛ بلکه نقش خود را از «بازیگر خط مقدم» به «معمار سامانه بازدارندگی» تغییر میدهد. یکپارچهسازی دفاعی اسرائیل و اعراب، فروش سامانههای پدافندی، اشتراک دادههای اطلاعاتی و فرماندهی شبکهمحور، همگی نشانههای این تغییر نقش آمریکا هستند.
از نگاه ایران، این تحول بهمعنای تلاش انتقال منازعه دوجانبه آمریکا – ایران به سطح چندلایه ایران–شبکه منطقهای تحت رهبری آمریکا است. این حرکت هم فرصت و هم تهدید محسوب میشود: فرصت از آن جهت که هزینه سیاسی درگیری مستقیم آمریکا با ایران افزایش مییابد و به عبارت دیگر واشنگتن پذیرفته است که درگیری با ایران پر هزینه است؛ چالش از آن جهت که شمار بازیگران درگیر و پیچیدگی محاسبات بازدارندگی بیشتر میشود. با این حال، اینکه چقدر برنامه آمریکا در وضعیتی که ادراک منطقهای درباره تهدید اسرائیل افزایش یافته، قابل عملیاتی سازی است، محل تردید است.
سوم، تاکید پنتاگون بر «توانمندسازی اسرائیل بهعنوان متحد نمونه» و توصیف عملیاتهای اخیر بهعنوان «موفقیتهای تاریخی»، بیش از آنکه بیان واقعیت میدانی باشد، تلاشی برای ترمیم بازدارندگی اسرائیل پس از فرسایش شدید آن در سالهای اخیر است. اصرار بر روایت «جنگ ۱۲ روزه» و «عملیات چکش نیمهشب» را باید در چارچوب جنگ روایتها دید. از این منظر، این روایتسازی نشاندهنده حساسیت آمریکا و اسرائیل نسبت به ادراک قدرت و ادراکها درباره نتایج جنگ تحمیلی ژوئن 2025 به ایران است.
چهارم، سند دفاع ملی بهطور ضمنی به این واقعیت اذعان میکند که ایران، علیرغم فشارها، ظرفیت بازسازی توان متعارف و نامتقارن خود را دارد. اشاره مکرر به احتمال بازسازی نیروهای متعارف ایران و احیای شبکه متحدان منطقهای، اعترافی غیرمستقیم به پویایی راهبردی ایران است. این نکته برای تهران اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد که واشنگتن اذعان دارد سیاست «فرسایش حداکثری» به نتیجه قطعی نرسیده و همچنان با عدم قطعیت جدی مواجه است.
پنجم، موضع اعلامی آمریکا مبنی بر عدم پیگیری تغییر رژیم، از منظر راهبردی نه نشانه حسن نیت، بلکه بیانگر واقعگرایی پرهزینه واشنگتن است. علاوه بر تجربه دو دهه گذشته، دو جنگ اخیر در ژوئن 2025 و ژانویه 2026 (جنگ شهری) به آمریکا آموخته که تغییر رژیم در ایران نه کمهزینه است و نه قابل تضمین است. بنابراین، ترجیح «مهار منطقهای» بر «مهندسی داخلی» نوعی اعتراف به پذیرش ضمنی تابآوری ساختاری نظام سیاسی ایران است.
در جمعبندی، جایگاه ایران در معادلات امنیتی آمریکا از «هدف مهار مستقیم» به «کانون تهدید در یک معماری بازدارندگی شبکهای» تغییر یافته است. ایران نه در اولویت اول راهبرد جهانی آمریکا قرار دارد و نه از دایره محاسبات نظامی آن خارج شده است. برای ایران، پاسخ راهبردی به این وضعیت، نه واکنش احساسی به ادعاهای اغراقآمیز پنتاگون، بلکه تمرکز بر افزایش پیچیدگی محاسبات بازدارندگی، حفظ انسجام جبهه منطقهای و مدیریت هوشمندانه سطح تنش خواهد بود. این اسناد بیش از آنکه پایان یک مرحله باشند، نشانه ورود به فازی فرسایشی، چندلایه و بلندمدت از تقابل هستند.



