تحلیل تازه در روزنامه اورشلیم پست به قلم یوناه جرمی باب، تصویری روشن از راهبرد دوگانه آمریکا و اسرائیل در قبال ایران ارائه میدهد؛ راهبردی که میان مهار فوری برنامه هستهای و تلاش بلندمدت برای تغییر ساختار سیاسی ایران در نوسان است.
ایران ویو24- دفاعی و امنیتی
یوناه جرِمی باب در مقالهای تحلیلی برای اورشلیم پست مینویسد که با ادامه پیشرفت هستهای ایران، «اسرائیل و ایالات متحده باید میان تهدیدات کوتاهمدت و هدف بلندمدت تغییر رژیم در ایران تعادل برقرار کنند».
این تحلیلگر صهیونیستی اشاره میکند که ایران، با وجود فشارهای بینالمللی و تحریمهای مستمر، توانسته است زیرساختهای هستهای و موشکی خود را ارتقا دهد و این مسئله بهطور مستقیم بر سطح تهدید ادراکشده از سوی اسرائیل و آمریکا تأثیر گذاشته است.
وی با بیان اینکه هر دو بازیگر، یعنی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، در حال حاضر با تمرکز بر برنامه هستهای ایران با دو هدف همزمان مواجه هستد، که وی چنین تصریح میکند:
نخست، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای؛
و دوم، پیگیری تغییر رژیم در ایران بهعنوان هدف بلندمدت امنیتی.
او در ادامه اضافه میکند که گزینههای نظامی برای مهار ایران همچنان مورد بررسی قرار دارند، اما این گزینهها از منظر سیاسی، عملیاتی و منطقهای با محدودیتهای جدی روبهرو هستند؛ از جمله احتمال واکنش شدید ایران، هزینههای سنگین عملیات و پیامدهای امنیتی گسترده در منطقه.
بر این اساس، بهنوشته باب، آمریکا و اسرائیل در حال اتخاذ راهبردی ترکیبی از فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی، اطلاعاتی و نظامی هستند تا ایران را بدون ورود به یک جنگ تمامعیار مهار کنند. این رویکرد همزمان بر بازدارندگی نظامی و تشویق ایران به بازگشت به میز مذاکره؛ آنهم تحت شرایط محدودکننده و از پیش تعیینشده استوار است.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که دستیابی به «تغییر رژیم در ایران» پیش از پایان دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، از منظر واشنگتن و تلآویو، هدفی دشوار اما ضروری تلقی میشود؛ هرچند این مسیر با موانع سیاسی و امنیتی متعددی روبهرو خواهد بود.
در جمعبندی، این تحلیل مؤید محتوای یادداشت اخیر ایران ویو ۲۴ است که مینویسد:
«پیامهای محرمانه واشنگتن به تهران، نه در امتداد دیپلماسی، بلکه در چارچوب آغاز فصل تازهای از جنگ ترکیبی علیه ایران است؛ جایی که ایالات متحده میکوشد شکست نظامی خود در میدان را با بهرهگیری از ابزارهای روانی و فشار سیاسی در میز مذاکره جبران کرده و معادلات از دسترفته خود را بازسازی کند.»
این یادداشت تصریح می کندِ تلآویو و واشنگتن پس از ناکامی در گزینه نظامی و از دست دادن معادلات گذشته، بهدنبال بازآرایی جنگ در قالب جدید هستند؛ ترکیبی از جنگ روایتها، فشار تحریمی، مذاکره اجباری، انزوای دیپلماتیک، و تحریکات امنیتی.
در این چارچوب، رسانهها، احتمالا بازیگران میانجی، نهادهای بینالمللی و سازوکارهایی چون آژانس انرژی اتمی به بخشی از «زنجیره عملیات روانی» علیه ایران تبدیل شدهاند.
ضمن اینکه باید تاکید کرد؛ جبهه آمریکایی-صهیونیستی تلاش دارد بازدارندگی ایران را از حالت فیزیکی به ذهنی منتقل کند؛ یعنی از طریق ایجاد فضای تهدید و تردید، مانع تصمیمهای راهبردی ایران شود.
پیامهای محرمانه واشنگتن؛ تمایل به مذاکره یا عملیات تغییر دوباره معادلات؟



