برای ترامپ، اعتراض یک مطالبه اجتماعی نیست؛ کالایی سیاسی است. اگر علیه او باشد، شورش است و باید سرکوب شود؛ اگر علیه رقیبش باشد، سرمایهای برای فشار و مداخله.
کیوان دارابخانی، پژوهشگر حقوق عمومی
رفتار دونالد ترامپ در مواجهه با اعتراضات داخلی آمریکا، بهویژه اعتراضات مهاجران در ایالتهایی مانند کالیفرنیا، تصویری روشن از منطق واقعی او در قبال «اعتراض» ارائه میدهد؛ منطقی که نه بر پایه حقوق مردم، بلکه بر اساس حفظ قدرت و منافع سیاسی تعریف میشود. اعزام گارد ملی، تهدید به مداخله نظامی، بازداشت گسترده معترضان و استفاده از ادبیات خشن، نشان داد که در نگاه ترامپ، اعتراض تا جایی پذیرفتنی است که نظم مطلوب او را به چالش نکشد.
در این چارچوب، اعتراض داخلی بهسرعت از یک مطالبه اجتماعی به «تهدید علیه نظام» بازتعریف میشود و برخورد سخت، نه یک انتخاب، بلکه «وظیفه دفاع از حاکمیت» معرفی میگردد. همان دولتی که در داخل، امنیت را بهانه محدودسازی اعتراض میکند، در بیرون از مرزها خود را مدافع معترضان معرفی میکند.
تناقض دقیقاً همینجاست؛ ترامپ در حالی که پیشتر اعتراض مهاجران در آمریکا را با نیروی نظامی پاسخ داد و آن را تهدیدی علیه نظم دانست، این روزها در بیانیهای درباره ایران ادعا میکند اگر با معترضان مسالمتآمیز برخورد خشونتآمیز شود، آمریکا «به نجات آنها خواهد آمد». این موضع، نه از سر دغدغه انسانی، بلکه نمونهای آشکار از استاندارد دوگانه است.
در منطق ترامپ، اعتراض اگر علیه سیاستهای او در خاک آمریکا باشد، «شورش» است و مستحق سرکوب؛ اما اگر در کشوری دیگر رخ دهد، ابزاری است برای فشار سیاسی، امتیازگیری و مداخله. این همان نقطهای است که «حق اعتراض» از یک اصل عمومی، به یک ابزار مصرفی تبدیل میشود.ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار کلاسیک باشد، یک بازیگر اقتصادی ـ سیاسی است؛ فردی که سیاست را با منطق بازار میفهمد. برای او، احساسات جوامع، اعتراضات مردمی و حتی جان انسانها، بخشی از سبد ابزار چانهزنی سیاسی است. هرجا منافعش ایجاب کند، از سختترین برخوردها دفاع میکند و هرجا سودش اقتضا کند، ژست حمایت از مردم میگیرد.
این دوگانگی رفتاری، پیام روشنی دارد: مسأله ترامپ «اعتراض» نیست؛ مسأله، کنترل روایت و مدیریت منافع است. امنیت، آزادی، حقوق بشر و حتی جان انسانها، در این منطق، مفاهیمی انعطافپذیرند که بسته به جغرافیا و سود سیاسی، بازتعریف میشوند.
برخلاف رفتار دوگانه ترامپ، تجربه اعتراضات مردم ایران نشان داد که حق اعتراض نسبت به مشکلات معیشتی و اقتصادی میتواند در فضایی مسالمتآمیز و کنترلشده ابراز شود. معترضان با هوشیاری و مسئولان با تدبیر، مرز میان مطالبه قانونی و کنش آشوبگرانه را حفظ کردند و اقداماتی اصلاحی برای رسیدگی به خواستههای مردم انجام گرفت، بهطوری که اعتراضات مسالمتآمیز از هرگونه اغتشاش و نفوذ گروههای هدفمند جدا شد و نظم اجتماعی و امنیت عمومی در عین احترام به حق اعتراض، صیانت گردید.
شاید مهمترین نکته همین باشد؛ در جهان سیاستِ مبتنی بر منفعت، آنکه بیشترین ادعا را درباره دفاع از مردم دارد، لزوماً بیشترین پایبندی را به آن نشان نمیدهد. و رفتار ترامپ، نمونه عریان همین واقعیت است.


