AR | EN

1404-09-10 01:19

AR | EN

1404-09-10 01:19

اشتراک گذاری مطلب

آیا اسرائیل در آستانه ورود به یک جنگ جدید قرار گرفته است؟

گمانه‌زنی‌ها درباره تمایل اسرائیل به ورود به یک جنگ جدید در حال افزایش است؛ زیرا این رژیم پس از هفتم اکتبر وارد الگویی از منازعه شده که فاقد نقطه پایان مشخص است. شواهد موجود نشان می‌دهد که پیامدهای این الگو بسیار فراتر از سطح عملیاتی بوده و ابعاد ساختاری‌تری را در بر می‌گیرد.

ایران ویو24- بین الملل

تداوم جنگ فرسایشی در غزه، استمرار اصطکاک‌های فعال در مرزهای شمالی با لبنان، تکرار حملات و مواجهه‌های امنیتی در سوریه و در نهایت رویارویی مستقیم دوازده‌روزه با ایران، مجموعه‌ای از درگیری‌های موازی را شکل داده که ارتش اسرائیل را ناگزیر کرده به‌طور مستمر ساختار تهاجمی را حفظ کند، توان رزمی را بازتولید نماید و اجازه تغییر شرایط روانی و اجتماعی ساکن سرزمین های اشغالی را به زندگی عادی ندهد.

اما در کنار این سطح از فشار عملیاتی، هزینه‌های نامرئی این الگوی جنگی—از جمله فرسایش تدریجی نیروی انسانی، تضعیف اعتماد عمومی و افزایش بار اقتصادی— که در کوتاه‌مدت در داده‌های میدانی قابل رصد نیستند؛ در میان‌مدت به شاخص‌های تعیین‌کننده‌ای تبدیل می‌شوند که محیط امنیتی رژیم را بیش از پیش تتهدیدآمیز خواهند کرد.

 

بحران نیروی انسانی؛ پاشنه آشیل ارتش ذخیره

اسرائیل از همان ابتدای جنگ، بسیج ذخیره بی‌سابقه‌ای انجام داد و گزارش‌ها از فراخوان صدها هزار نیروی ذخیره خبر دادند. اما نقطه شکست از جایی شروع شد که جنگ کوتاه نشد و دوره‌های فراخوان تکرار شد. اما گزارش منابع عبری نشان می دهند؛ با نزدیک دو سال جنگ، نارضایتی و دلسردی در بخشی از نیروهای ذخیره که دوباره فراخوان می‌شوند قابل مشاهده است. ارتش رژیم سقف فراخوان ذخیره به ۴۵۰ هزار نفر افزایش داده اما اذعان کرده مشارکت کنونی کمتر از نصف میزان روزهای نخست جنگ است. علت‌های اصلی خستگی، فشار اقتصادی خانواده‌ها و کاهش اعتماد سیاسی عنوان شده است. این کاهش مشارکت حتی اگر با جابه‌جایی نیرو یا داوطلب جبران شود، یک پیام روشن دارد؛ جنگ فرسایشی، سرمایه انسانی ارتش را آرام‌آرام می‌ساید.

 

ذهن‌های جنگ‌زده؛ فلج شدن ماشین جنگی از درون

گزارش‌های رسمی نهادی در سرزمین های اشغالی نشان می‌دهند بحران سلامت روان در میان نیروها از سطح استثنا عبور کرده و به یک مسئله ساختاری نزدیک شده است. وزارت جنگ اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد بیش از ۲۰ هزار نیروی زخمی از آغاز جنگ تحت درمان قرار گرفته‌اند. حدود ۳۵ درصد با اختلالات سلامت روان مانند «پی‌تی‌اس‌دی» درگیرند. حدود ۴۵ درصد آسیب جسمی دارند و حدود ۲۰ درصد همزمان آسیب جسمی و روانی دارند. حدود ۶۴ درصد این افراد ذخیره هستند.

سهم بزرگی از نیروهای خط مقدم و به‌ویژه ذخیره‌ها با فشارهای روانی مزمن روبه‌رو است و پیامدهای نظامی آن روشن است؛ کاهش تمرکز، افت تاب‌آوری در مأموریت‌های طولانی، افزایش خطای تصمیم‌گیری و سخت‌تر شدن چرخه آموزش و جایگزینی نیرو. هزینه نامرئی این بخش، فقط درمان نیست؛ افت کیفیت قدرت نظامی است.

 

جهش آمار خودکشی در ارتش؛ زنگ خطر کنست به صدا درآمد

کِنِست و رسانه‌های اسرائیلی در ۲۰۲۵ به داده‌هایی اشاره کردند که نشان می‌دهد از ابتدای ۲۰۲۴ تا ژوئیه ۲۰۲۵ شمار قابل توجهی تلاش برای خودکشی در ارتش ثبت شده است. به گزارش تایمز اسرائیل از یافته یک گزارش کنست، از ابتدای ۲۰۲۴ تا زمان گزارش، ۲۷۹ تلاش برای خودکشی ثبت شده و ترکیب پرونده‌های خودکشی نیز تغییر کرده است؛ به‌طوری که در ۲۰۲۴ سهم نیروهای رزمی از کل موارد خودکشی به ۷۸ درصد رسیده در حالی که در سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲ این نرخ حدود ۴۲ تا ۴۵ درصد بوده است. همان گزارش می‌گوید بین ۲۰۱۷ تا ژوئیه ۲۰۲۵ در مجموع ۱۲۴ سرباز بر اثر خودکشی جان داده‌اند. این اعداد، در تحلیل نظامی اهمیت دارند؛ چون خودکشی و اقدام به خودکشی معمولاً بعد از موج تروما و فرسودگی جمعی بالا می‌رود و اثر آن روی یگان‌ها چند برابر عدد خام است؛ هم از نظر روحیه و هم از نظر چسبندگی سازمانی.

 

اعتیاد به مواد مخدر؛ خط پنهان بحران بعد از جنگ

یک بخش پرهزینه و کمتر دیده شده، افزایش مصرف مواد و داروهای مخدر در چرخه درمان و بازپروری مجروحان است. گزارش یِنت نیوز در اوت ۲۰۲۵ از افزایش پررنگ سفارش دوزهای اپیوئیدی در واحد توان‌بخشی بیمارستان ایخیلوف تل‌آویو خبر داد و نوشت سفارش‌ها از ۸۹۹ دوز در ۲۰۲۲ به ۱۵۴۵ دوز در ۲۰۲۴ رسیده که حدود ۷۲ درصد افزایش را نشان می‌دهد.

در سطح اجتماعی نیز گزارش لوموند در ۲۰۲۴ از رشد محسوس مصرف مواد در اسرائیل پس از هفتم اکتبر خبر داد و این را به ترکیب تروما، اضطراب و بحران اقتصادی پیوند داد. ارتش یعنی نیروی انسانی زخمی که باید در سال‌های بعد به جامعه برگردد، با ریسک وابستگی دارویی، افسردگی مزمن، یا ناتوانی شغلی روبه‌رو می‌شود. هزینه نامرئی آن برای دولت، افزایش مزمن مخارج درمانی، مستمری ازکارافتادگی و کاهش بهره‌وری نیروی کار است.

 

بدهی‌های سنگین و آینده‌ای که پیش‌خور شده است

هزینه مستقیم جنگ نیز برای اسرائیل به‌طور بالفعل بسیار سنگین بوده است؛ اما اهمیت آن هنگامی دوچندان می‌شود که تأثیر آن بر ساختار مالی رژیم را در نظر بگیریم. بر اساس گزارش بانک اسرائیل، بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و پایان ۲۰۲۴ حدود ۱۷۰ میلیارد شِکِل صرف هزینه‌های جنگ شده است. گزارش‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهند که در سال ۲۰۲۴ نسبت بدهی رژیم به تولید ناخالص داخلی به ۶۹٪ افزایش یافت.
در بودجه ۲۰۲۵ نیز کابینه رژیم مجدداً ۸۶ میلیارد شِکِل برای هزینه‌های مرتبط با جنگ پیش‌بینی کرده بود اما بودجه جنگی اسرائیل در ۲۰۲۵ به سطحی بی‌سابقه رسیده است: تقریباً ۱۱۰ میلیارد شِکِل — معادل نزدیک به ۹٪ تولید ناخالص داخلی— از مجموع بودجه کل رژیم که حدود ۷۵۶ میلیارد شِکِل است.
حتی اگر شدت عملیات نظامی کاهش یابد، این پایه هزینه‌های دفاعی — که اکنون تثبیت شده است — فشار روی کسری بودجه، مالیات، و کاهش بودجه خدمات عمومی را ادامه خواهد داد.

اما یکی از مهم‌ترین «هزینه‌های نامرئی»، هزینه سرمایه است. در سال ۲۰۲۴ رتبه اعتباری اسرائیل توسط فیتچ کاهش یافت و چشم‌انداز آن منفی اعلام شد. با این کاهش رتبه، حتی اگر دولت قادر به استقراض باشد، هزینه تأمین مالی (بهره و پریمیوم ریسک) افزایش می‌یابد — یعنی سرمایه‌گذاری گران‌تر می‌شود. همین موضوع یعنی رژیم برای تأمین منابع جنگ یا بازسازی، باید بخش عمده‌ای از منابع مالی را به نظام و بدهی عمومی اختصاص دهد، و بنابراین از بودجه‌ برنامه‌های عمرانی، اجتماعی یا توسعه‌ای کوتاه می‌آید.

در نتیجه، حتی با کاهش نسبی کسری بودجه در سال‌های آینده (کابینه برنامه دارد کسری را تا کمتر از ۳٪ تولید ناخالص داخلی در افق ۲۰۲۶–۲۰۲۸ کاهش دهد)، فشار بر ساختار مالی، بدهی عمومی و هزینه فرصت ــ سرمایه‌گذاری در رشد بلندمدت ــ همچنان باقی خواهند ماند.

 

پول‌پاشی در آسمان؛ هزینه‌های سنگین گنبد آهنین

جنگ دوازده روزه یک نمونه عینی از هزینه‌های نامرئی بود. واشنگتن پست گزارش داد در موج تبادل آتش، بیش از ۱۰۰۰ پرتابه شامل موشک بالستیک، پهپاد و موشک کروز به سمت اسرائیل شلیک شد و سامانه‌های چندلایه دفاع هوایی تقریباً به شکل مداوم فعال بودند.

حتی اگر رهگیری‌های اسرائیل موفق باشند، بازهم هر رهگیری یک هزینه است. بریتانیکا هزینه موشک رهگیر تامیر را تا حدود ۴۰ هزار دلار ذکر می‌کند و منابع تخصصی دیگر بازه چند ده هزار دلاری را گزارش می‌کنند. در جنگی که پدافند تقریباً روزانه فعال است و تهدید از چند محور می‌آید، این خرج از حالت حادثه‌ای خارج می‌شود و به یک جریان دائمی تبدیل می‌شود.

ضمن آن که اثرات اقتصادی جنگ دوازده روزه فقط به پدافند ختم نشد. رویترز گزارش داد بیمه جنگی حمل و نقل دریایی به مقصد سرزمین های اشغالی در چند روز تا ۳ برابر بالا رفت و هزینه برای یک سفر ۷ روزه به بنادر اسرائیلی به حدود ۰.۷ تا ۱ درصد ارزش کشتی رسید در حالی که یک هفته قبل از آن، حدود ۰.۲ درصد بود. این یعنی شوک جنگ، مستقیم به قیمت واردات و صادرات و زنجیره تأمین ضربه می‌زند.

 

جبهه شمال و هزینه آوارگی و بازسازی

هزینه نامرئی بزرگ دیگر، اقتصاد آوارگی داخلی است. لوموند گزارش داد حدود ۶۰ هزار نفر از ساکنان شمال در دوره تشدید درگیری‌ها مجبور به ترک خانه شدند و تنها درصد کمی از آنان در مقطعی توانستند برگردند. کابینهه رژیم نیز بسته‌های جبران و تشویق بازگشت را در مقیاس بزرگ تعریف کرد.

پس از جنگ مستقیم با ایران نیز گزارش شده که برای بازگرداندن ۶۷ هزار تخلیه شده، تا تابستان ۲۰۲۵ حدود ۳.۳ میلیارد شِکِل صرف تعمیر شهرها شده و این رقم ممکن است تا پایان ۲۰۲۵ به ۵ میلیارد شِکِل برسد.

این پول‌ها در بودجه جنگی ثبت نمی‌شود اما به همان اندازه سنگین است. چون جنگ چندجبهه‌ای، علاوه بر خط مقدم، شهرها و زیرساخت و شهرداری‌ها را نیز فرسوده می‌کند و هزینه‌های رفاهی را از یک هزینه موقت به یک تعهد بلندمدت تبدیل می‌کند.

 

درهای بسته؛ انزوای توریستی دولت تروریستی

گردشگری یکی از بخش‌هایی است که با نااطمینانی امنیتی دیرتر احیا می‌شود. گزارش‌های داخلی رژیم صهیونیستی می‌گویند تعداد بازدیدکنندگان در ۲۰۲۴ به زیر یک میلیون نفر افت کرده و برای ۲۰۲۵ هم عدد حدود ۱.۴ میلیون نفر برآورد شده در حالی که قبل از جنگ، هدف‌گذاری بسیار بالاتر بود. در نتیجه این وضع، هزاران کسب‌وکارهای کوچک و خدماتی در سرزمین های اشغالی با رکود طولانی روبه‌رو می‌شوند و رژیم ناچار است فشار اجتماعی آن را با یارانه و حمایت تخفیف دهد.

نکته کلیدی این است که اسرائیل بعد از هفتم اکتبر وارد مدلی از جنگ شده که پیروزی فوری تولید نمی‌کند، اما هزینه‌های پنهان را انباشته می‌کند. داده‌های رسمی وزارت دفاع درباره ۲۰ هزار زخمی و سهم بالای آسیب‌های روانی در کنار داده‌های کنست درباره موج اقدام به خودکشی و تغییر ترکیب خودکشی‌ها، نشان می‌دهد فرسایش روانی به یک متغیر راهبردی تبدیل شده است.

 

فاصله باریک «تنش پایدار» و «جنگ فعال»

تحولات پس از هفتم اکتبر ساختار امنیتی اسرائیل را از «بازدارندگی نقطه‌ای» به وضعیت «درگیری چندجبهه‌ای» منتقل کرده است؛ وضعیتی که در آن هیچ جبهه‌ای کاملاً آرام نیست و سطح اصطکاک نظامی به حدی رسیده که فاصله میان «تنش پایدار» و «جنگ فعال» بسیار باریک شده است.

به همین دلیل نیز بحث‌ها درباره احتمال جنگ جدید اسرائیل شدت گرفته است، به ویژه اینکه ساختار سیاسی اسرائیل—به‌ویژه شخص بنیامین نتانیاهو—از این وضعیت منتفع می‌شود.

در مقابل، افزایش آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها، فشارهای اجتماعی و اقتصادی داخلی و تقویت محور مقاومت در چند عرصه، چشم‌انداز امنیتی اسرائیل را با هر موج جدید درگیری تیره‌تر می‌کند.

 

اشتراک گذاری مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیاسی
جهان
تحلیل و یاداشت ها