حسین آجرلو، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با ایران ویو۲۴، سفرهای اخیر سیدعباس عراقچی به مسکو، عمان و پاکستان را تلاشی برای گشایش در مذاکرات و خروج از بنبست فعلی میان ایران و آمریکا ارزیابی کرد. وی میگوید: جمهوری اسلامی به دنبال دیپلماسی متوازن، تعهدات متقابل و گامبهگام است و این سفرها ضمن نشاندادن آمادگی ایران برای مذاکره، در صورت تمایل آمریکا به جنگ، مشروعیت اقدامات قهرآمیز علیه ایران را از بین میبرد.
ایرانویو۲۴- دیپلماسی
در حالی که آمریکا بدون تغییر در مواضع خصمانه خود، تلاش کرد ایران را با استفاده از سیاست اجبار و فشار به پای میز مذاکره در اسلامآباد بکشاند، جمهوری اسلامی ایران بر مواضع اصولی خود درباره پایان محاصره تنگه هرمز و برقراری آتشبس پایدار در لبنان تأکید کرد. ایران ضمن خودداری از ورود به مذاکراتی که تحت فشار و با پیشبینی شکست همراه بود، ترجیح داد مسیری مستقل و دیپلماتیک را در پیش گیرد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، سفری منطقهای به پاکستان، عمان و روسیه انجام داد. ایران ویو۲۴ در این زمینه گفتوگویی تحلیلی با حسین آجرلو، کارشناس مسائل سیاست خارجی ایران، ترتیب داده است. آجرلو در پاسخ به این پرسش که «هدف ایران از این سفرها چه بود؟» چنین گفت:
یکی از تحولاتی که در جمهوری اسلامی ایران بعد از جنگ اتفاق افتاد، این بود که یک روندی از دیپلماسی مطرح شد. آقای قالیباف به عنوان مسئول مذاکرهکننده برای جنگ مطرح کردند که ما سه بال داریم: یکی قدرت نظامی و دفاعی ما هست که اقدام میکند، یک بال خیابانها هستند، و یک بال هم دیپلماسی مقتدرانه است. ما شاهد این هستیم که علیرغم اینکه الان دیپلماسی در شرایط بسیار سختی قرار دارد و خطوط قرمز طرفین برای همدیگر آتشبس و عدم قطعیت آن یا تداوم جنگ را به شدت افزایش داده است (یعنی اختلافنظرها در حوزههای مختلف، در حوزه موشکی و افزایش پیچیدگی بحث تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران به شدت بالا گرفته)، ولی جمهوری اسلامی ایران علیرغم این مسائل به دنبال یک گستردگی برای دوران جنگ است.
همانطور که میدانید، پاکستان در دوران این جنگ اخیر (جنگ تحمیلی سوم) نقش میانجیگری مستقیم بازی کرده و بر اساس گفتههای خودشان، از بحث تسهیلگری به یک رتبه بالاتر یعنی میانجیگری رسیده است. آنها پیامها را منتقل میکنند و خودشان هم به نوعی میانجیگری میکنند (یک سطح بالاتر از تسهیلگری). سفر به پاکستان در دو روز انجام شد؛ یک بار در ابتدا دو روز بود و بعد از سفر عمان دوباره انجام شد. ما بعداً از بعضی اظهارنظرها، بیانیهها و برخی منابع متوجه شدیم که گشایشاتی در همین سفرها ایجاد شده است.
سفر به عمان نیز کانال قدیمی جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده است. عمان در سطح تسهیلگری در بحث میانجیگری، بیشتر پیامرسانی میکند و بیش از این کاری انجام نمیدهد. این یک کانال قدیمی بود و به نظر میرسد ایران و آمریکا هر دو تمایل دارند که آن کانال همچنان فعال باشد. در عمان بحث کانال ارتباطی با دیگر کشورهای منطقه، به خصوص کشورهای عضو خلیج فارس نیز مطرح است که به نظر میرسد در این فرایند فعال میشود. سفر مسکو یک سفر ویژهتری بود. آنطور که بر اساس منابعی به گوش میرسد، مسکو تمایل دارد در این قضیه برای آتشبس یک سطحی از اقدامات را انجام بدهد؛ سطوح مختلف، بیشتر در ارائه ابتکار برای بحث توافق ایران و آمریکا و برقراری آتشبس و ثبات.
اگر مجموع این سفرها را در نظر بگیریم، سفر به سه کشور (سه مقصد) برای ایجاد گشایشها و تبیین مواضع ایران برای طرفین بود. همانطور که خدمت شما عرض کردم، شرایط ایران و آمریکا در شرایط آتشبس است. هزینههای جنگ برای طرفین بالا رفته و طرفین دیپلماسی را ترجیح میدهند، ولی مشکلی که وجود دارد، خطوط قرمزی است که بین طرفین پررنگ شده است.
آجرلو در پاسخ به این پرسش که «مواضع ایران در این رابطه چطور ارزیابی میشود»، افزود:
جمهوری اسلامی ایران نشان داده که در این تحولات تمایل به دیپلماسی دارد، اما با چند شرط؛ اول، دیپلماسی متوازن باشد، یعنی یک طرفه و برتریجویانه نباشد، بلکه در عرصهای متقابل و متوازن صورت بگیرد. دوم، تعهدات در برابر تعهدات باشد، نه اینکه جمهوری اسلامی وارد تعهدی شود و بازیگر بعدی به تعهد خود عمل نکند. در حال حاضر بخش عمدهای از قفلشدگی مذاکرات اخیر سر همین است که ایران تنگه هرمز را باز میکند، اما طرف آمریکایی محاصره را نمیشکند. باید این مذاکرات گامبهگام باشد. سوم، موضوعات مرتبط با حوزه دفاعی جمهوری اسلامی، که نیازمند فرایندی دقیقتر است. حوزه دفاع ایران بخشی است که جمهوری اسلامی نمیتواند درباره آن مذاکره کند، به خصوص با توجه به تهدیدات گسترده از جمله عدم تضمین اقدامات رژیم صهیونیستی. این مواضعی هستند که گاهی اختلالاتی در مذاکرات ایجاد کردهاند و فرایند را دچار چالش نمودهاند.
این نکته را نیز اشاره کنم، در حال حاضر طرفین ماجرا چه پاکستان به عنوان میانجیگر، چه عمان به عنوان تسهیلگر، چه روسیه به عنوان دارنده طرحی برای ارائه ابتکار جهت گشایش در مذاکرات به نظر میرسد تلاش دارند این بنبستها و عدم قطعیتها را بشکنند. سفر آقای عراقچی به این کشورها، غیر از مباحث دوجانبه، همین مباحث را هم شامل میشده است.
این تحلیلگر درباره تاکید روسیه بر اهمیت زیاد دیدار پوتین و عراقچی در شرایط جدید منطقه، گفت:
اگر یک بحث کلانتر بخواهیم مطرح کنیم، وقتی به مسائل بینالمللی نگاه میکنیم، تعارضات بین قدرتهای بزرگ (مثل روسیه، چین و ایالات متحده آمریکا) بر مبنای نظم مطلوب هر کدام است. ما میبینیم در اوکراین، نظم مطلوب آمریکایی (گسترش ناتو یا گسترش نفوذ) با بازیگری روسیه و چین تعارض دارد. روسیه به دلیل درگیری در اوکراین، یک مقدار از سطح بازیگریاش در حوزههای لجستیکی و نظامی کمتر شده، اما در حوزه سیاسی تلاش دارد فرایندی ایجاد شود که در آن، ایالات متحده دست برتر را به خصوص در پیرامون روسیه پیدا نکند. درباره روسها دو نظر وجود دارد؛ اول، نهادهای غربی میگویند روسیه با تحریک ایران به تقابل با غرب و ایجاد «تله امپراتوری» برای آمریکا، سعی دارد آمریکا را درگیر جنگ فراگیر کند (همان کاری که غربیها با روسیه در اوکراین کردند). دوم، اما خود روسها میگویند که این مسئله باید با توافق بین طرفهای درون منطقه حل شود و راهکار نظامی ندارد. به همین دلیل ما میبینیم که آقای پوتین معمولاً وزرای خارجه را نمیپذیرند، اما ایشان وزیر امور خارجه ایران را پذیرفتند. این نشان میدهد که روسها در این زمینه دارای ابتکار و پیشنهاداتی هستند و در عین حال میخواهند نوعی حمایت از ایران تحت فشار آمریکا نشان دهند.
آجرلو ارزیابی خود درباره «بازگشت عراقچی به اسلام اباد پس از سفر مسقط» نیز افزود:
جمهوری اسلامی باید دو بخش را نگاه کند، اگر ایالات متحده آمریکا واقعاً به دنبال دیپلماسی باشد، جمهوری اسلامی نشان میدهد که در این مسئله فعال است. اگرچه خطوط قرمز زیاد است و شکاف خواستهها و مطالبات طرفین بالاست، ولی جمهوری اسلامی به دنبال دیپلماسی است. اما اگر آمریکا به دنبال جنگ باشد (بعضی تحلیلگران معتقدند آمریکا به دنبال فشار جدید یا ماجراجویی جدید، به خصوص با فشار صهیونیستهاست) در این صورت این دیپلماسی، یک دیپلماسی توجیهی برای افکار عمومی داخلی و متحدان خواهد بود تا مشروعیت ضربات خود به ایران را تقویت کند. در هر دو صورت، اقدام جمهوری اسلامی به این شکل است که: اول، اگر دیپلماسی آمریکا واقعی باشد، دیپلماسی فعال ایران باعث کاهش تنش در منطقه، تقویت ثبات میشود و نشان میدهد ایران همواره نگاه ویژهای به دیپلماسی داشته است. دوم، اگر آمریکا به دنبال نمایش برای اقدامات قهرآمیز (مثل جنگ یا تداوم جنگ) باشد، سفر آقای عراقچی آن اقدامات قهرآمیز را از مشروعیت میاندازد؛ یعنی نشان میدهد ایرانیان به دنبال دیپلماسی بودند، اما ایالات متحده به دیپلماسی خیانت کرده است.
همانطور که در دو دوره قبل، این مسئله باعث شد آمریکاییها اعتبار خود را در جهان از دست بدهند (چرا که در مذاکرات به ایران اقدام نظامی کردند). عملاً اگر دیپلماسی صرفاً حرکتی برای مشروعیتبخشی به جنگ یا عملیات فریب برای ضربه زدن به ایران باشد، اقدام ایران جلوی این را میگیرد که این جنگ مشروع جلوه داده شود.



